دوره و شماره: دوره 1، شماره 4، زمستان 1403 
مقاله پژوهشی روابط بین الملل

تاملاتی فلسفی بر مخاطرات بشری در عصر روابط جهانی

صفحه 1-38

محمدتقی قزلسفلی

چکیده فلسفه انسانی به معانی ساده، ژرف‌نگری و نقد حیات بشری است. همین تلقی از ابتدا آن را به امر سیاسی پیوند داده است. فلسفه سیاسی از منظر هنجاری-انتقادی معطوف به زندگی خوب است.  از این دیدگاه اگر به جهان امروز توجه کنیم انواع مخاطرات و بحران‌ها آن را از معیارهای زندگی خوب دور کرده است. در عین حال، وضعیت کلی جهان هم از حیث میزان شاخص سلامت، زیست‌بوم و هم معیارهای عدالت و صلح خوب نیست. بسیاری از صاحب‌نظران نگران افزایش تنش‌ها، تجزیه نظم شکننده جهانی و آغاز دوره‌ای از برخورد میان ملت‌ها هستند. بر این اساس سؤال اصلی مقاله عبارت از این است که از منظر فلسفی، بحران‌ها و مخاطرات عصر جهانی چگونه تحلیل می‌شوند و از منظر هنجاری-تجویزی چه راهکاری برای مقابله با آن‌ها وجود دارد؟ در پاسخ با استناد به نمونه‌های عینی مخاطرات و بحران‌ها نشان داده می‌شود که اجتماع بشری تا چه میزان از ناامنی هستی شناختی در رنج است. از آنجا که فلسفیدن با امکان تغییر شرایط نامطلوب معنا پیدا می‌کند و هدف آن دست‌یابی به جامعه سعادتمندانه است بدیهی است مجموعه‌ای از ایده‌ها و راهکارها در جهت رسیدن به این هدف مهم مطرح می‌کند. در بخش دوم مجموعه‌ای از راهکارها به عنوان اصول زیست متمدنانه ارائه می‌شود. چارچوب نظری این نوشتار هنجاری-انتقادی و روش گردآوری مطالب کتابخانه‌ای است.

مقاله پژوهشی روابط بین الملل

نظریۀ ایرانی توازن‌ قدرت برخاسته از جنگ ‌سرد جدید: آینده‌ پژوهی تحولات نظام‌ بین‌الملل

صفحه 39-80

سجاد صادقی

چکیده مجموعه‌ای از یافته‌ها‌ در حوزه رویکرد سنجی مقالات علمی-پژوهشی روابط بین‌الملل ایرانی در نهایت منجر به تقویت این گزاره شد که روابط بین‌الملل ایرانی یک نگاه منحصر به فرد نسبت به وضعیت کنونی نظام‌بین‌الملل دارد که اگر برآیند برخاسته از خرد جمعی ایرانی در قالب یک فرمول بیان شود یک نظریه بومی در دانش روابط بین‌الملل ایجاد خواهد شد که تفسیر، تحلیل و آینده‌پژوهی وقایع بین‌الملل پسا پسا جنگ سرد را میسر خواهد کرد. پرسش اصلی این است که آیا همگرایی در نگرش پژوهشگران روابط بین‌الملل ایرانی به نظام‌بین‌الملل کنونی، آنچنان که امکان فرمول‌بندی در قالب یک نظریه واحد تعمیم‌پذیر را داشته باشد، قابل‌رؤیت است؟ بر این مبنا 1500 مقاله علمی از میان مقالات منتشرشده در یک دهه گذشته در فرآیندی تصادفی انتخاب و به روش «تحلیل محتوای مقوله‌ای مبتنی بر کلیدواژه‌های نظری» و با تکیه بر روش پژوهش‌ «نظریه ‌داده‌ بنیاد ساخت گرایانه» موفق به کشف برآیند این مقالات و «نظریه توازن قدرت برخاسته از جنگ سرد جدید» شدیم. بر اساس خرد جمعی روابط بین‌الملل ایرانی یک بلوک قدرت متحد حافظ وضعیت کنونی و مجموعه‌ای از بازیگران ناراضی به دنبال تغییر جزئی یا تحول بنیادین نظام‌بین‌الملل، در قالب سیستمی از توازن قدرت در چارچوب قواعد نوعی از جنگ سرد جدید تشخیص داده شد و مفاهیمی مانند سطح بازیگران، بازدارندگی، آنارشی، توزیع قدرت، ریشه بحران‌ها، سازمان‌های بین‌المللی و ... از منظر این نظریه  مورد بررسی قرار گرفت. بر این اساس مفروضات این نظریه بومی تشریح و پایه‌ای نهاده شد که بتوان در آینده  آن را به بوتۀ آزمایش نهاد.

مقاله پژوهشی روابط بین الملل

بازخیزش چین و سیاست نگاه به شرق هند

صفحه 81-122

غلامعلی چگنی زاده، محمد زارع

چکیده باز خیزش و احیای مجدد چین، اهمیت یک پهنه ژئوپلیتیک  جدید، یعنی پهنه­ای که از دریای جنوبی چین تا اقیانوس هند و شرق آفریقا کشش و امتداد می­یابد را در مرکز ثقل نظم سازی منطقه­ای و بین­المللی قرار داده است. این پهنه یک پهنه « آبی » است و یقیناً تسلط هرکدام از قدرت­های بزرگ و منطقه­ای بر این پهنه می­تواند نقش مهمی در چگونگی شکل­دهی به آینده این نظم داشته باشد. چین به منظور گریز از ذهنیت یک بازیگر «قربانی» و همچنین گریز از «خفگی ژئوپلیتیکی» پس از تقریباً 500 سال تمرکز بر خشکی،  به‌تدریج در حال «برونگرایی» بیشتر و کشش قدرت و نفوذ خود به مناطق مجاور به خصوص جنوب آسیا و اقیانوس هند است. وجود چنین «تمنای راهبردی» از سوی چین، نه­تنها نظم آسیایی و آینده آن را در یک نقطه جدید " ابهام" و "عدم قطعیت" قرار داده بلکه همچنین به افزایش اصطکاک میان این کشور و هند به عنوان قدرت مستقر در منطقه جنوب آسیا و اقیانوس هند نیز منجر شده است. این مقاله تلاش دارد تا با کنکاش در تاریخ تقریباً 70 ساله اخیر برخی تحولات راهبردی در هند به خصوص تأکید بر ساخت و تداوم مفهوم "سیاست نگاه به شرق" در سال 1992 تاکنون و تبدیل آن به سیاست "شرق­گرایی فعال" در سال 2014، امکان فهم و ادراک هرچه بهتر رقابت­های موجود میان قدرت­ها و بازیگران آسیایی، تکامل سیاست­ها و راهبردهای مهار آن‌ها در برابر یکدیگر و همچنین چگونگی و جهت نظم آینده آسیایی را مورد مداقه و دقت نظر قرار داده و بیان دارد که فرایند باز خیزش چین و واکنش­های هند به این فرایند، ماهیت سیاست نگاه به شرق هند را از یک ماهیت اقتصادی به یک ماهیت امنیتی-استراتژیک تبدیل کرده است و همچنین مفهوم بنیادین سیاست خارجی و امنیتی هند یعنی مفهوم «استقلال استراتژیک» را به خصوص از طریق تنیدگی هر چه بیشتر این کشور در استراتژی هند–آرام ایالات‌متحده آمریکا مورد پرسش و ارزیابی مجدد قرار داده است.

مقاله پژوهشی روابط بین الملل

الگوی توسعه اقتصادی چین و چشم انداز بومی سازی آن در ایران: تحلیلی آینده نگر بر روندها و سناریوهای محتمل

صفحه 123-160

رضا ذبیحی، جواد گلستانی

چکیده چین با ترکیب حاکمیت مقتدر و راهبری دولتی، برنامه‌ریزی بلندمدت و تمرکز بر رشد صادرات‌محور، طی چهار دهه اخیر به یکی از الگوهای موفق توسعه اقتصادی در سطح بین‌المللی تبدیل شده است. این پژوهش با رویکرد آینده‌پژوهی ساختاری، امکان‌سنجی و محدودیت‌های بومی‌سازیِ الگوی توسعه چینی در ایران را مورد بررسی قرار می‌دهد. مسئله پژوهش این است که «کدام اجزا و مکانیسم‌های مدل توسعه چین قابل تطبیق با شرایط نهادی، سیاسی و اقتصادی ایران هستند و چه سناریوهایی برای فرایند بومی‌سازی قابل تصور است؟» روش پژوهش کیفی و مبتنی بر آینده‌پژوهی ساختاری است، داده‌ها از تحلیل محتوای متون علمی و اسناد رسمی، مجموعه داده‌های آماری بین‌المللی و ملی و دیدگاه‌های خبرگان جمع‌آوری شد. ابزار تحلیلی شامل تحلیل روند، شناسایی و وزن‌دهی عدم‌قطعیت‌های حیاتی، ماتریس اثر متقابل و فرآیند سناریونویسی ساختاری است. یافته‌ها نشان می‌دهد که مولفه‌هایی همچون برنامه‌ریزی راهبردی دولتی، سیاست‌های حمایتی برای صنایع منتخب و راهبرد تنوع‌بخشی بازارها قابلیت اقتباس دارند، اما فقدان انسجام نهادی، بحران اعتماد اجتماعی، ضعف در ظرفیت نوآوری و محدودیت‌های ژئوپلیتیکی، موانع جدی بومی‌سازی به‌شمار می‌روند. بر پایه دو محور عدم‌قطعیت کلیدی «اراده و توان دولت برای اصلاحات ساختاری» و «میزان گشایش و تعامل بین‌المللی» چهارسناریوی بدیل طراحی شده است؛ تنها در سناریویی که اصلاحات نهادی واقعی و گسترش تعاملات بین‌المللی هم‌زمان رخ دهد، بومی‌سازی موفق و پایدارِ عناصر منتخبِ مدل چینی محتمل خواهد بود، هرچند تفاوت‌های نهادی و سیاسی دو کشور، ضرورت بومی‌سازی تدریجی و متناسب با ساختار حقوقی و فرهنگی ایران را آشکار می‌سازد.

مقاله پژوهشی روابط بین الملل

جنگ اوکراین و نظم انرژی‌محور جهانی

صفحه 161-202

شهاب الدین شکری، عباس ملکی

چکیده با عملیات نظامی روسیه در اوکراین در 24 فوریه 2024، بسته فشرده‌ای از تحریم‌ها با هدف شکست هژمون انرژی روسیه از سوی اتحادیه اروپا و با همراهی آمریکا و سایر شرکا با هدف تغییر رفتار این کشور طراحی شدند که به لحاظ ماهیت و هدف با تحریم‌های 2014 یا «کریمه-محور» متفاوت بودند. در بسته هشتم نیز تأکید شد که «ما در مسیر رهایی از وابستگی به انرژی روسیه هستیم». با توجه به اینکه چالش اوکراین محرک راهبرد غرب در کاهش وابستگی به انرژی هیدروکربوری روسیه شده است، هدف این تحقیق، بررسی اشکال نظم‌بندی بر مدار انرژی است و سؤال این است که پوتینیسم به عنوان الگویی از دولت سازی انرژی محور در نظم در حال گذار جهانی چگونه بازتعریف می‌شود؟ در این تحقیق از تحلیل همبستگی سری‌های زمانی و نیز آزمون‌های مقایسه میانگین سری‌ها در بازه 2000 تا 2023 در چارچوب ناسیونالیسم منابع استفاده شده است. یافته‌ها نشان می‌دهند که در سه سناریوی اول، اهمیت چین در شکل‌دهی نظم جهانی برجسته شده است و در صورت عدم اهتمام روسیه به توسعه اقتصاد فناور محور، نظم اوراسیایی چینی در بلندمدت، روسیه را در مدار چین قرار خواهد داد. در سناریوی چهارم، شکل‌گیری نظام چندقطبی در صورت پیروزی روسیه قوت یافته است. در نهایت، در پاسخ به سؤال تحقیق ‌می‌توان گفت که جنگ اوکراین با تشدید واگرایی میان پوتینیسم و انرژی، نظم چندضلعی نامتوازن به محوریت چین را قوت بخشیده است.

مقاله پژوهشی روابط بین الملل

موانع داخلی در مسیر تکمیل کریدورهای جهانی ایران (شمال–جنوب و جاده ابریشم جدید)

صفحه 203-250

میترا راه نجات، ابراهیم محمدی، زهرا صدری

چکیده موقعیت ترانزیتی ایران با توجه به جایگاه ژئو‌پلیتیکی‌اش یکی از بهترین بسترها برای عبور کالاهای بین‌المللی است. در سال‌های اخیر به دلایل مختلف خارجی و بالاخص داخلی، نقش ترانزیت و حمل‌ونقل بین‌الملل در ایران کمرنگ و حتی از اولویت‌های منافع ملی کنار رفته است. از میان برداشته شدن موانع داخلی که در این تحقیق مورد واکاوی و بررسی قرار گرفته است، نقش بسزایی در ارتقای ترانزیت خارجی، رونق اقتصادی و رفاه اجتماعی دارد. بر همین اساس، این پژوهش به دنبال شناسایی و تحلیل موانع داخلی است که بر سر راه رونق و یا راه‌اندازی دو کریدور بین‌المللی شمال-جنوب و شرق-غرب[1] است. برای انجام این پژوهش از منظر «روابط بین‌الملل»، از روش کتابخانه‌ای و نیز تئوری داده بنیاد (مصاحبه نیمه ساختاریافته) استفاده شده است؛ همچنین از نظرات متخصصین وزارت راه و شهرسازی، راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران، اساتید و کارشناسان روابط بین‌الملل در دانشگاه‌های تهران و علامه طباطبائی و اندیشکده حمل‌ونقل ایران به صورت مبسوط استفاده شده و مصاحبه‌هایی بالغ بر 60 ساعت ثبت و مکتوب شده است. در این مطلب به روش گرندد تئوری در سه مرحله یادداشت‎های حاصل از مصاحبه‌ها را به صورت اولیه، ثانویه و محوری کدگذاری کرده‌ایم و در پایان توانستیم به یک نظریه مشخص که نتیجه سه مرحله کدگذاری و تحلیل داده‌ها است، برسیم؛ این عملکرد به بیان نتایج و دستیابی به توصیه‌های سیاستیِ مقتضی که پس از تحلیل داده‌ها کسب شد کمک شایانی نمود. مسیر ایرانی کریدور شرق-غرب از مرزهای شمال شرقی ایران به مرزهای خروجی غربی و شمال غربی و بالعکس است. این مسیر برای افزایش ترافیک بار از چین به ترکیه و کشورهای اروپایی و همچنین در جهت معکوس خدمت می‌کند.