مقاله پژوهشی
روابط بین الملل
حسین پوراحمدی؛ بهروز اسعدی
دوره 1، شماره 2 ، تیر 1403، صفحه 1-41
چکیده
عطف به تحولات نظامبینالملل، شناخت و درک رابطه میان اقتصاد سیاسی جهانی و سیاست خارجی اهمیتی مضاعف یافته است. باوجود مطالعات فراوانی که در این زمینه انجامشده، اما تبیین این رابطه با توجه به تحولات گسترده حائز اهمیت است. از این منظر، به نظر میرسد آراء کاکس بستر مناسبی را جهت فهم این تحولات و رابطه میان این مقولات در اختیار ما ...
بیشتر
عطف به تحولات نظامبینالملل، شناخت و درک رابطه میان اقتصاد سیاسی جهانی و سیاست خارجی اهمیتی مضاعف یافته است. باوجود مطالعات فراوانی که در این زمینه انجامشده، اما تبیین این رابطه با توجه به تحولات گسترده حائز اهمیت است. از این منظر، به نظر میرسد آراء کاکس بستر مناسبی را جهت فهم این تحولات و رابطه میان این مقولات در اختیار ما میگذارد. جستار حاضر این پرسش کلیدی را طرح میکند که اقتصاد سیاسی جهانی چه تأثیری بر کارکرد سیاست خارجی در ج.ا ایران دارد؟ نظر به آراء کاکس، اقتصاد سیاسی جهانی با تأثیر بر نظام اقتصادی و پیکربندی دولت، به سیاست خارجی شکل میدهد. سیاست خارجی از یکسو در تعامل با ساختارهای اقتصادی-اجتماعی داخلی، و از سوی دیگر در تعامل با نظام جهانی قرار دارد، ازاینرو، سیاست خارجی در ج.ا ایران بهشدت متأثر از اقتصاد سیاسی جهانی است که یک ساختار تولید جهانی ایجاد نموده است. بنابراین هدف این نوشتار بررسی و تبیین چگونگی تأثیر اقتصاد سیاسی جهانی بر سیاست خارجی ج.ا ایران است، لذا به پژوهشی اکتشافی، مبتنی بر رویکرد روششناختی انتقادی و راهبرد پس کاوی شکل میدهد. یافتههای پژوهش، نشاندهنده اثرگذاری فزاینده اقتصاد سیاسی جهانی بر کنش سیاست خارجی در ج.ا ایران است.
مقاله پژوهشی
روابط بین الملل
محمدرضا جوفار؛ کیومرث یزدانپناه درو
دوره 1، شماره 2 ، تیر 1403، صفحه 43-79
چکیده
از نگاه سنتی ژئوپلیتیک به معنای کسب قدرت است و با مفاهیمی همچون رقابت، منازعه و جنگ همراه است. در این رویکرد صلح یک پدیده ناهنجار تلقی میشود. اما در ژئوپلیتیک نوین مفاهیمی بررسی میگردند که در آنها، صلح پدیدهای انگاشته میشود که تعارض منافع برای ایجاد قدرت و امنیت کشورها ایجاد نمیکند. علاوه بر آن میتواند همگرایی را میان بازیگران ...
بیشتر
از نگاه سنتی ژئوپلیتیک به معنای کسب قدرت است و با مفاهیمی همچون رقابت، منازعه و جنگ همراه است. در این رویکرد صلح یک پدیده ناهنجار تلقی میشود. اما در ژئوپلیتیک نوین مفاهیمی بررسی میگردند که در آنها، صلح پدیدهای انگاشته میشود که تعارض منافع برای ایجاد قدرت و امنیت کشورها ایجاد نمیکند. علاوه بر آن میتواند همگرایی را میان بازیگران بینالمللی فراهم کند. ژئوپلیتیک صلح مفهوم نوینی است که سالهای اخیر در چارچوب ژئوپلیتیک نوین بررسیشده است؛ اما از آن یک تعریف جامعومانع نشده و این پژوهش قصد دارد با بررسی هستیشناسی و معرفتشناسی ژئوپلیتیک صلح، به تعریف مناسبی از این واژه دست پیدا کند. سؤال اصلی پژوهش این است که «ژئوپلیتیک صلح چیست». روش پژوهش حاضر کیفی و ازنظر رویکرد توصیفی-تحلیلی و گردآوری منابع اسنادی-کتابخانهای است و از کتب، مقالات علمی و منابع اینترنتی استفادهشده است. بهطورکلی پژوهش حاضر ناظر بر رویکرد ژئوپلیتیک انسانگرا انجامشده است. نتایج حاصل از این پژوهش، ژئوپلیتیک صلح را، نوعی از صلح تمامعیار و مثبت میداند که اختلافات و مناقشات ژئوپلیتیکی و جغرافیای سیاسی در آن وجود ندارد و ابعاد ژئوپلیتیک صلح را از مراتب فرو ملی تا جهانی میانگارد. تا زمانی که مقیاسهای کوچکتر به صلح دست نیابند، در مقیاس بعدی، امکان ایجاد صلح میسر نخواهد بود. مؤلفههای ژئوپلیتیک صلح شامل تأمین نیازهای اساسی، عدم احساس تهدید فردی، فقدان تهدید خارجی برای یک ملت، حفظ تمامیت ارضی، پاسخگویی حاکمان، وابستگی دولت به مردم، وجود دموکراسی، ارتقای منابع حیاتی، بقای سیستم اجتماعی، قرارداد اجتماعی، وجود عدالت، گردش قدرت، وجود رسانههای آزاد، حفظ کرامت انسانی، عدم فساد، عدم نژادپرستی و حقوق شهروندی است.
مقاله پژوهشی
روابط بین الملل
سمیه خداخواه آذر؛ مسعود موسوی شفائی
دوره 1، شماره 2 ، تیر 1403، صفحه 81-120
چکیده
جهان با شتاب بسیاری در حال تحول و دگرگونی است. این تغییرات در سطوح و وجوه مختلف بروز و ظهور یافته است. در پسا جنگ سرد و آغاز قرن بیستویکم، امکان بیشتری برای نقشآفرینی جریانهای مقاومت و کنشگری برای کنشگران غیردولتی روابط بینالملل ایجادشده است. بنابراین، نیاز به تولید ادبیات و تألیف آثار جدید پیرامون این محورها بیشازپیش احساس ...
بیشتر
جهان با شتاب بسیاری در حال تحول و دگرگونی است. این تغییرات در سطوح و وجوه مختلف بروز و ظهور یافته است. در پسا جنگ سرد و آغاز قرن بیستویکم، امکان بیشتری برای نقشآفرینی جریانهای مقاومت و کنشگری برای کنشگران غیردولتی روابط بینالملل ایجادشده است. بنابراین، نیاز به تولید ادبیات و تألیف آثار جدید پیرامون این محورها بیشازپیش احساس شده است؛ اما همچنان در بیشتر تألیفات علمی و دانشگاهی خلأ محسوسی در ارتباط با موضوعاتی چون «مقاومت» در ابعاد نوینش مشاهده میشود. در این راستا، این پژوهش بر آن است تا نشان دهد که آیا میتوان در تاریخ اکنون روابط بینالملل، صورتبندی نوینی از مقاومت در روابط بینالملل ارائه کرد؟ این صورتبندی از مقاومت، دارای چه ویژگیهایی است و خواهد بود؟ استدلال پژوهش بر این است که در اکنون و آیندهای که در راه است، مقاومت در قالب پیوندی جمعی و بینالمللی با امکان نوعی در اشتراک بودن بدون مشترک بودن میان کنشگران آن فراهم میشود؛ نوعی «بینالملل در راه». در این راستا، سامان جمعی مدنظر است که به معنای «یکشکل شدن» یا «همگون شدن» نیست، بلکه به معنای هدف و عمل مشترک است، بدون حذف خصوصیات متفاوت گروهها و افراد. این پژوهش با توجه به رهیافتِ ژاک دریدا به بررسی و تحلیل مقاومت در روابط بینالملل میپردازد. روش مورداستفاده در این پژوهش، مطالعه موردی کیفی است. در این راستا، «جنبش اقلیم مردم» بررسی خواهد شد.
مقاله پژوهشی
روابط بین الملل
مجید عباسی؛ مرضیه چهارمحالی اصفهانی
دوره 1، شماره 2 ، تیر 1403، صفحه 121-146
چکیده
سیاست خارجی امارات متحده عربی پس از استقلال این کشور در سال 1971 بر مبنای ملاحظات ژئوپلیتیک شکل گرفت. وسعت و جمعیت کم و سایر محدودیتهای ژئوپلیتیک، زمینهساز یک سیاست بر مبنای دوری از تقابل با همسایگان بزرگتر، ازجمله جمهوری اسلامی ایران بود. هرچند ادعاهای امارت بر سر جزایر سهگانه خلیجفارس همواره وجود داشته است. ولیکن به نظر میرسد ...
بیشتر
سیاست خارجی امارات متحده عربی پس از استقلال این کشور در سال 1971 بر مبنای ملاحظات ژئوپلیتیک شکل گرفت. وسعت و جمعیت کم و سایر محدودیتهای ژئوپلیتیک، زمینهساز یک سیاست بر مبنای دوری از تقابل با همسایگان بزرگتر، ازجمله جمهوری اسلامی ایران بود. هرچند ادعاهای امارت بر سر جزایر سهگانه خلیجفارس همواره وجود داشته است. ولیکن به نظر میرسد سیاست خارجی این کشور بهویژه بعد از خیزشهای مردمی سال 2011 در کشورهای عربی، تغییر جهت داده و ابوظبی رویکرد فعالتری را در قبال مسائل منطقهای در پیشگرفته است. ائتلاف این کشور با عربستان سعودی در جنگ یمن و انعقاد قرارداد همکاری با رژیم اسرائیل تحت عنوان "قرارداد ابراهیم" در این رابطه قابل تحلیل است. در این راستا، این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش اصلی است که انعقاد قرارداد ابراهیم و تقویت روابط امارات متحده عربی با رژیم اسرائیل چه تأثیری بر روابط همسایگی این کشور با جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت؟ یافتههای تحقیق حاکی از آن است که با توجه به دشمنی جمهوری اسلامی ایران با رژیم اسرائیل، تحکیم روابط امارات متحده عربی و رژیم اسرائیل با انعقاد قرارداد ابراهیم موجب حضور و نفوذ رژیم اسرائیل در منطقه خلیج فارس و درنتیجه تهدید منافع ملی ایران شده و از طریق ایجاد بدبینی و تغییر در موازنه تهدید، بر روابط همسایگی ایران و امارات تأثیر منفی خواهد گذاشت. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای و اسناد نوشتهشده است.
مقاله پژوهشی
روابط بین الملل
مجیدرضا مومنی؛ محمدرضا حاجی صفر تهرانی
دوره 1، شماره 2 ، تیر 1403، صفحه 147-174
چکیده
سازمان اوپک باهدف ابقای نقش بیشتر در نظام انرژی بینالمللی تأسیس گردید و درگذر زمان بازیگران و دولت فرا اوپکی نیز در تلاش بودهاند تا بر عملکرد و جایگاه این سازمان نفوذ داشته باشند. ایالاتمتحده آمریکا با اتخاذ سیاستها و طرحهای گوناگون سعی داشته تا بر این سازمان نفوذ یابد . این پژوهش تلاشی است تا به این پرسش اساسی بپردازد که ...
بیشتر
سازمان اوپک باهدف ابقای نقش بیشتر در نظام انرژی بینالمللی تأسیس گردید و درگذر زمان بازیگران و دولت فرا اوپکی نیز در تلاش بودهاند تا بر عملکرد و جایگاه این سازمان نفوذ داشته باشند. ایالاتمتحده آمریکا با اتخاذ سیاستها و طرحهای گوناگون سعی داشته تا بر این سازمان نفوذ یابد . این پژوهش تلاشی است تا به این پرسش اساسی بپردازد که وجوه اشتراک و افتراق سیاستهای انرژی آمریکا در بازه زمانی (2000-2021) چیست؟ فرضیه مطرح این است که وجوه اشتراک هر سه دوره مشتمل بر کاهش وابستگی به نفت خاورمیانه، به حاشیه راندن سازمان اوپک، اولویت قرار دادن نقش انرژی نفوذ در منطقه خلیجفارس بوده و وجوه افتراق آنها که عبارتاند از تأکید بوش بر حفظ وضع موجود (در داخل آمریکا ) و با استفاده از قدرت نظامی (خارج از آمریکا) و عدم به کار بردن فناوری نوین، تأکید اوباما بر انرژیهای تجدید پذیر و بهکارگیری سیاست سبز و فناوری نوین و تأکید ترامپ بر سیاست اول آمریکا، استفاده از فناوری نوین، تحقق استقلال انرژی که با طرح نظم نوین بینالمللی انرژی و همچنین ایجاد حوزه نیمکره غربی انرژی به مقابله با قدرتهای سنتی بازار انرژی میپردازد. در پایان، یافتههای پژوهش مؤید این واقعیت است که دولتهای آمریکا همواره به دنبال حفظ و تأمین منابع انرژی خود و نفوذ هر چه بیشتر در بازارهای جهانی انرژی بهویژه منطقه خلیجفارس بوده و هستند.
مقاله پژوهشی
روابط بین الملل
هادی آجیلی؛ شبنم چادری
دوره 1، شماره 2 ، تیر 1403، صفحه 175-201
چکیده
در طول تاریخ برخی بیماریها به دلیل میزان شیوع بالا و تلفات انسانی، همواره موضوعی سیاسی و امنیتی برای دولتها به شمار آمده است. همانطور که ویروس کووید 19 به دلیل پویایی در انتقال و ناشناختگی در مدت زمانی کوتاه تبدیل به بحرانی جهانی شد، بحرانی که ساختارهای اقتصادی جهان را به چالش کشید و مشکلات امنیتی را در سطح روابط بین کشورها به وجود ...
بیشتر
در طول تاریخ برخی بیماریها به دلیل میزان شیوع بالا و تلفات انسانی، همواره موضوعی سیاسی و امنیتی برای دولتها به شمار آمده است. همانطور که ویروس کووید 19 به دلیل پویایی در انتقال و ناشناختگی در مدت زمانی کوتاه تبدیل به بحرانی جهانی شد، بحرانی که ساختارهای اقتصادی جهان را به چالش کشید و مشکلات امنیتی را در سطح روابط بین کشورها به وجود آورد. لذا در تحقیق حاضر، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و بر مبنای نظریه مکتب کپنهاگ و بهطور مشخص مبحث امنیتی سازی، در پی پاسخ به این سؤال اصلی است که بحران کرونا چه تأثیراتی بر مفهوم سنتی امنیت بینالملل گذاشته است و همینطور پاسخ به اینکه آیا این تأثیرات موجب به رسمیت شناختن مسائل بهداشتی بهعنوان تهدیدی غیر سنتی در اولویتبندیهای امنیتی کشورها و سازمانهای بینالمللی خواهد شد؟ و پیامدهای این تغییرات چه خواهد بود؟ فرضیه این پژوهش آن است که ظهور بحران اخیر باعث تسریع در تغییر نگاه سنتی به امنیت بهعنوان عدم رویارویی نظامی میان دولتهای ملی و زمینهساز تحول در نقش مسائل بهداشتی-درمانی بر امینت داخلی و بینالمللی شده است. از سوی دیگر هرچند گره خوردن حوزههای بهداشت و امنیت در زمان شیوع کرونا منجر به بسیج ارادهی سیاسی و تخصیص منابع اقتصادی به این موضوع شده و این امر خود میتواند گام مثبتی در جهت ارتقا سطح بهداشت باشد، اما تأکید زیاد بر امنیتی کردن مسائل بهداشتی تأثیرات سوئی بر روند دموکراسی داخلی و همکاریهای بینالمللی خواهد داشت.