مقاله پژوهشی
روابط بین الملل
سید جلال دهقانی فیروزآبادی؛ سید رضا موسوی نیا؛ فیروزه رادفر
دوره 1، شماره 3 ، مهر 1403، صفحه 1-38
چکیده
بحرانهای زیستمحیطی مثل افزایش دمای هوا، خشکسالی، گردوغبار، پاندمیها، از بین رفتن سفرههای زیرزمینی آب و...پیامدهای قطعی در حوزههای اجتماعی، سیاسی و امنیتی دارد و ضرورت همکاریهای دولتها، نهادها و گروهها را در سطح منطقهای و بینالمللی دوچندان کرده است. این مقاله قصد دارد با شناسایی روندهای آیندهساز زیستمحیطی ...
بیشتر
بحرانهای زیستمحیطی مثل افزایش دمای هوا، خشکسالی، گردوغبار، پاندمیها، از بین رفتن سفرههای زیرزمینی آب و...پیامدهای قطعی در حوزههای اجتماعی، سیاسی و امنیتی دارد و ضرورت همکاریهای دولتها، نهادها و گروهها را در سطح منطقهای و بینالمللی دوچندان کرده است. این مقاله قصد دارد با شناسایی روندهای آیندهساز زیستمحیطی در سطح نظامبینالملل؛ آیندههای محتمل زیستمحیطی در سطح بینالمللی را تا سال 2030 ترسیم نماید و سناریوهای پیشروی جمهوری اسلامی ایران را در این حوزه نشان دهد. سؤال پژوهش این است که آیندههای محتمل زیستمحیطی در سطح نظامبینالملل تا سال 2030 کدامند؟ نتایج پژوهش نشان میدهد؛ رشد شتابان فناوریهای سبز، تغییر الگوهای جمعیتی، استمرار پاندمیها، استمرار تغییرات آب و هوایی و افزایش رقابت دولتها به دلیل محدودیت منابع، آیندههای محتمل نظامبینالملل در حوزه زیستمحیطی تا سال 2030 خواهد بود. نتایج پژوهش همچنین نشان میدهد جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با بحرانهای زیستمحیطی جهانی با چالشهای جدی مواجه خواهد شد و محدودیتهای سیاسی و اقتصادی نیز در این چالشها تنیده خواهد شد. در حالی که عموم کشورها در مواجهه با این چالشها به فناوری سبز روی خواهند آورد، محدودیتهای ایران برای استفاده از فناوری سبز پیشران مهمی تا سال 2030 خواهد بود. رویکرد روشی پژوهش، آیندهپژوهی با فن برونیابی روندهای آیندهساز با استفاده از ماتریس «تحلیل تأثیر متقابل روندها» است.
مقاله پژوهشی
روابط بین الملل
زهره اکرمی؛ محمد جمشیدی
دوره 1، شماره 3 ، مهر 1403، صفحه 39-80
چکیده
در عصر حاضر قدرتهای بزرگ بر آنند که از هزینههای خود در خارج از مرزها بکاهند و کمترین حساسیت را نسبت به فعالیتهای خود در افکار عمومی ایجاد کنند. ایالاتمتحده نیز در تلاش است که با ایجاد شراکتهای کوتاهمدت و موضوع محور با بازیگران دولتی و غیردولتی، هزینههای خود را کاهش و از احساسات ضد آمریکایی در جهان بکاهند. این پژوهش در پی ...
بیشتر
در عصر حاضر قدرتهای بزرگ بر آنند که از هزینههای خود در خارج از مرزها بکاهند و کمترین حساسیت را نسبت به فعالیتهای خود در افکار عمومی ایجاد کنند. ایالاتمتحده نیز در تلاش است که با ایجاد شراکتهای کوتاهمدت و موضوع محور با بازیگران دولتی و غیردولتی، هزینههای خود را کاهش و از احساسات ضد آمریکایی در جهان بکاهند. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که راهبرد امنیتی ایالاتمتحده آمریکا در قبال خاورمیانه پس از 2009 چه تحولاتی داشته است. راهبرد امنیتی ایالاتمتحده در دو دهه اخیر به سوی سرمایهگذاری بر شراکتهای خود به طور عام در جهان و به طور خاص در خاورمیانه در حرکت است و این منطقه با وجود سخن از بازگشت به آسیا، همچنان برای این کشور در کلاس امنیتی قرار دارد. این پژوهش با اتکا به نظریه اتحاد استفن والت در نحله واقعگرایی بر این فرضیه استوار است که ایالاتمتحده هرگز از تلاش خود برای ممانعت از ظهور قدرتهای منطقهای در خاورمیانه فروگذار نخواهد کرد و در این مسیر بر شراکتهای خود سرمایهگذاری و از آنان بهره خواهد برد. این مطالعه در نهایت به این نتیجه میرسد که ایالاتمتحده برای پیشبرد این استراتژی روشهای جنگی خود را هوشمندانهتر کرده است و بر آن است که بار مسئولیت و هزینهها را در قالب شراکت استراتژیک بر دوش شرکای منطقهای خود قرار دهد. همچنین ایالاتمتحده فارغ از آنکه چه کسی سکاندار دولت باشد، از راهبردهای مختلفی برای رسیدن به این مقصود استفاده و همه در نهایت به سنت کلاسیک خود که همانا رهبری بر جهان است، پایبند میماند و خاورمیانه از این بازی مستثنا نیست.
مقاله پژوهشی
روابط بین الملل
علی کرمی؛ افشین متقی دستنائی
دوره 1، شماره 3 ، مهر 1403، صفحه 81-146
چکیده
هوش مصنوعی به سرعت در تمام جنبههای دیپلماسی که تصمیمات سیاست خارجی را اجرا و اهداف ملی و جهانی را دنبال میکند در حال استفاده است. چالشهای امنیتی، دیپلماسی سنتی و دیپلماسی عمومی در ابعاد نوآورانه خود (الکترونیک، مجازی و سایبرنتیک) ذاتاً با فناوریهای هوش مصنوعی درهمآمیختهاند. هدف این مقاله آسیبشناسی تأثیر هوش مصنوعی بر دیپلماسی ...
بیشتر
هوش مصنوعی به سرعت در تمام جنبههای دیپلماسی که تصمیمات سیاست خارجی را اجرا و اهداف ملی و جهانی را دنبال میکند در حال استفاده است. چالشهای امنیتی، دیپلماسی سنتی و دیپلماسی عمومی در ابعاد نوآورانه خود (الکترونیک، مجازی و سایبرنتیک) ذاتاً با فناوریهای هوش مصنوعی درهمآمیختهاند. هدف این مقاله آسیبشناسی تأثیر هوش مصنوعی بر دیپلماسی عمومی است. سؤال اصلی تحقیق این است که نقاط قوت، ضعف و نیز فرصتها و تهدیدات اجرای گسترده هوش مصنوعی در دیپلماسی عمومی کدامند؟ این مطالعه با استفاده از روش تحلیل سوآت انجام شده است و روش جمعآوری دادههای آن نیز کتابخانهای است. نتایج مقاله نشان میدهد کار با کلان داده و استفاده از قابلیتهای هوش مصنوعی به دیپلماتها مزیت رقابتی میدهد و ساختارهای حاکمیتی را تا حدی از سلسله مراتبی به خطی تبدیل میکند. پذیرش هوش مصنوعی میتواند دیپلماتها را توانمند کند و اثربخشی ابزارهای دیپلماتیک را در دستیابی به اهداف ملی در زمان صلح و جنگ افزایش دهد. هوش مصنوعی نحوه تعامل و ارتباط دولتها با مردم را در محیط خارجی تغییر میدهد. همچنین، هوش مصنوعی میتواند دیپلماسی عمومی را با ارائه ابزارهایی برای ایجاد پیامهای هدفمندتر و راهبردیتر، تجزیه و تحلیل احساسات عمومی در زمان آنی و شخصیسازی استراتژیهای تعامل در بحبوحه تنوع فرهنگی متحول کند که در نتیجه دامنه و اثربخشی ابتکارات دیپلماسی عمومی را تقویت میکند.
مقاله پژوهشی
روابط بین الملل
دانیال رضاپور؛ مصطفی صبوری
دوره 1، شماره 3 ، مهر 1403، صفحه 147-172
چکیده
نظریهپردازی در روابط بینالملل تا حد زیادی به مباحث فلسفی مرتبط با ماهیت انسان گره خورده است. یکی از نگاههای انسانشناسانه که تحت تاثیر تقویت گرایش به نظریات غیرغربی و افزایش قدرت چین بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته متعلق به سنت فکری کنفوسیوسی است. در این مقاله تلاش شده به این پرسش پاسخ دهیم که چه تفسیری از ماهیت انسان در سنت کنفوسیوسی ...
بیشتر
نظریهپردازی در روابط بینالملل تا حد زیادی به مباحث فلسفی مرتبط با ماهیت انسان گره خورده است. یکی از نگاههای انسانشناسانه که تحت تاثیر تقویت گرایش به نظریات غیرغربی و افزایش قدرت چین بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته متعلق به سنت فکری کنفوسیوسی است. در این مقاله تلاش شده به این پرسش پاسخ دهیم که چه تفسیری از ماهیت انسان در سنت کنفوسیوسی ارائه شده و این تفسیر تا چه حد در نگرش و کنش های دولت چین در نظام بینالملل ظهور و بروز یافته است. استدلال مقاله این است که در سنت کنفوسیوسی انسان موجودی ماهیتاً اخلاقی و ارتباطی فرض میشود به این معنا که خیرخواهی به مثابه یک فضیلت اخلاقی ریشه در ذات انسان دارد و موجودات بشری در بستر روابط، تعاملات و نقشهای اجتماعی به وجود و کارکرد این فضیلت آگاهی یافته و لاجرم آن را در تصمیمات و کنشهایشان تحقق میبخشند. رگههای از آموزه خیرخواهی به عنوان برآیند روایت انسانشناسانه سنت کنفوسیوسی با دو معنای عشق به دیگری و مسئولیت پذیری در سیاست خارجی چین قابل پیگیری است و سبب برجسته شدن مؤلفههایی چون پرهیز از جنگ، پرهیز از مداخله گرایی و مسئولیتپذیری محدود و محتاطانه شده است. این تحقیق در زمره مطالعات کیفی قرار دارد و با رجوع به اسناد و منابع کتابخانهای به گردآوری دادهها مبادرت ورزیده است.
مقاله پژوهشی
روابط بین الملل
سید حسن میرفخرایی
دوره 1، شماره 3 ، مهر 1403، صفحه 173-204
چکیده
ژئواکونومی به یکی از فاکتورهای نوظهور تأثیرگذار جهانی در سطح استراتژیک تبدیل شده است. این شاخص متأثر از روندهای متداخل و پیچیده سیاسی و اقتصادی در جهت منافع کشورها در یک دینامیسم منطقهای و بینالمللی شکل میگیرد. از این منظر امضای موافقتنامه تجارت ترجیحی بین جمهوری اسلامی ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا و توسعه آن به موافقتنامه ...
بیشتر
ژئواکونومی به یکی از فاکتورهای نوظهور تأثیرگذار جهانی در سطح استراتژیک تبدیل شده است. این شاخص متأثر از روندهای متداخل و پیچیده سیاسی و اقتصادی در جهت منافع کشورها در یک دینامیسم منطقهای و بینالمللی شکل میگیرد. از این منظر امضای موافقتنامه تجارت ترجیحی بین جمهوری اسلامی ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا و توسعه آن به موافقتنامه تجارت آزاد را میتوان یک شاخص تأثیرگذار در سطح ژئواکونومیک در نظر گرفت. در این چارچوب و با عنایت به ضرورتهای فهم روندهای متعارض و متداخل در خلال دینامیسمهای ژئواکونومیک، پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سؤال است که چه پیشرانها و پسرانهای ژئواکونومیکی در قبال ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا وجود دارند؟ در پاسخ، از جمله مهمترین پیشرانها میتوان به حضور ایران در فرایند همگرایی اوراسیایی، خروج از بنبست ژئوپلیتیک، دستیابی به یک مکانیسم ضدتحریمی در اوراسیا به ویژه در بازه پس از جنگ اوکراین و شکلدهی به بلوک انرژی اوراسیایی در ژئواکونومی جدید منطقهای و بینالمللی اشاره کرد. مهمترین پسرانهای ساختاری و اقتصادی-سیاسی نیز مؤلفههایی همچون لزوم تغییرات در ساختار اقتصاد خرد و کلان داخلی ایران، فراهم آوردن زیرساختهای نرمافزاری و سختافزاری، اختلافات سیاسی-اقتصادی داخلی در اتحادیه اوراسیا و تغییر روندهای ژئواکونومیک میان منطقهای تأثیرگذارند. این مقاله با استفاده از چارچوب مفهومی ژئواکونومی، مبتنی بر رویکرد استنتاجی- قیاسی و با استفاده از توصیف، توضیح و تحلیل در پی پاسخ به سؤال اصلی و اثبات فرضیه است.
مقاله پژوهشی
روابط بین الملل
علی علیزاده؛ یعقوب قلندری؛ حسن کبیری
دوره 1، شماره 3 ، مهر 1403، صفحه 205-241
چکیده
منطقه خلیجفارس به دلیل منابع قابلتوجه انرژی، به ویژه ذخایر نفت و گاز طبیعی، از دیرباز منطقهای بااهمیت ژئوپلیتیک بوده است. موقعیت جغرافیای این منطقه میتواند محل ترانزیت شرق به غرب و جنوب به شمال باشد. خلیجفارس از هشت واحد سیاسی تشکیل شده است دارای ظرفیتهای اقتصادی، سیاسی، امنیتی و... است؛ که هرکدام از آن میتواند دلیلی برای ...
بیشتر
منطقه خلیجفارس به دلیل منابع قابلتوجه انرژی، به ویژه ذخایر نفت و گاز طبیعی، از دیرباز منطقهای بااهمیت ژئوپلیتیک بوده است. موقعیت جغرافیای این منطقه میتواند محل ترانزیت شرق به غرب و جنوب به شمال باشد. خلیجفارس از هشت واحد سیاسی تشکیل شده است دارای ظرفیتهای اقتصادی، سیاسی، امنیتی و... است؛ که هرکدام از آن میتواند دلیلی برای همگرایی یا واگرایی باشد. با وجود تنشهای قابلتوجه ژئوپلیتیک و تلاشها برای تنوعبخشی اقتصادی، وابستگی مشترک به منابع هیدروکربنی، وابستگی متقابل اقتصادی و همکاری سیاسی را تقویت میکند. سؤال اصلی که این مقاله قصد بررسی آن را دارد این است که انرژی از چه نقش و جایگاهی در همگرایی کشورهای منطقه خلیجفارس برخوردار است؟ یافتههای پژوهش بیانگر آن است که همگرایی در محیط خلیجفارس با چالشهایی همراه است که یکی از این حوزهها انرژی باشد. عبارتاند از اول؛ وابستگی قدرتهای بزرگ به انرژی خلیجفارس و دوم؛ نقش خلیجفارس در ترانزیت انرژی حوزه خزر. این پژوهش همچنین نتیجهگیری میکند که در حالی که چالشها همچنان وجود دارند، همکاری استراتژیک در زمینه انرژی همچنان به عنوان رکن اصلی وحدت و ثبات منطقهای در خلیجفارس باقی میماند و نقش حیاتی آن را در چشمانداز انرژی جهانی برجسته میکند.