تعداد دوره‌ها 2
تعداد شماره‌ها 6
تعداد مقالات 31
تعداد نویسندگان 57
تعداد مشاهده مقاله 22,763
             --
تعداد مقالات ارسال شده 147
تعداد مقالات رد شده 49
درصد عدم پذیرش 33
تعداد مقالات پذیرفته شده 33
درصد پذیرش 22
زمان پذیرش (روز) 290

نشریه پژوهشنامه روابط جهانی یک نشریه با داوری بسته و دوسو ناشناس و با دسترسی آزاد است که از سوی دانشگاه علّامه طباطبائی به عنوان دانشگاه پیشرو در علوم انسانی و اجتماعی در ایران منتشر می‌شود. این نشریه به منظور فراهم نمودن محیط فکری برای پژوهشگران ملّی و بین المللی با تمرکز بر مباحث روابط بین‌الملل پایه‌گذاری شده است. این نشریه در پاسخ به پیشرفت‌های صورت گرفته در حوزه روابط بین‌الملل انتشار یافته و هدف آن انتشار مقالات با کیفیت که یافته‌های مرتبط با موضوعات مهم روابط بین‌الملل را گزارش می‌دهند می‌باشد.   

به منظور دسترسی آسان و جهانی به آخرین یافته‌های پژوهشی، این نشریه به عنوان یک نشریه دسترسی-آزاد پایه‌گذاری شده است و تمام مراحل اشاره شده برای چاپ مقاله از سوی انتشارات دانشگاه علّامه طباطبائی پشتیبانی مالی می شود.

نشریه پژوهشنامه روابط جهانی به دو صورت چاپی و آنلاین منتشر می‌شود.

  • نظم جهانی نظام بین‌الملل آینده؛
  • امنیت جهانی؛
  • روندهای جهانی؛
  • نگرش ایرانی به پدیده‌ها و تحولات جهانی؛
  • روش‌شناسی مطالعات جهانی؛
  • نظریه‌های روابط بین‌الملل و پدیده‌های جهانی؛
  • مناطق در نظام جهانی؛
  • سیاست قدرت‌های بزرگ و تحولات جهانی؛
  • نگرش اسلامی به فهم پدیده‌های جهانی؛
  • اقتصاد سیاسی بین‌الملل در عصر جهانی؛
  • تحولات روابط بین‌الملل در عصر جهانی.

 

 

 نشریه «پژوهشنامه روابط جهانی» با همکاری انجمن علمی دیپلماسی ایران و قطب علمی دولت پژوهی منتشر می‌شود.

 

 

"این نشریه عضو کمیته اخلاق در انتشار (COPE) است و از آیین نامه اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی می نماید".

 

 نشریه "پژوهشنامه روابط جهانی" با احترام به قوانین اخلاق در نشریات تابع قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار (COPE) می‌باشد و از آیین نامه اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی می‌نماید.

 

 Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

 

درباره نشریه پژوهشنامه روابط جهانی

             کشور محل چاپ : ایران

             ناشر: انتشارات دانشگاه علامه طباطبائی

             شروع انتشار: بهار 1403

             فرمت:  چاپی و الکترونیکی

             وضعیت چاپ: چاپی و الکترونیکی

             نوبت‌های چاپ: فصلنامه

             دسترسی قبلی: بلی

             زبان مجله: فارسی (چکیده انگلیسی)

             حوزه  تخصصی: روابط بین‌الملل و مطالعات منطقه‌ای

             هزینه داوری مقاله:  بله

             نوع مجله: علمی-تخصصی

              دسترسی رایگان و آزاد به مقالات: بلی

              نوع  داوری: داوری بسته  و حداقل 2 داور

              زمان بررسی اولیه: حداکثر 10 روز

               زمان داوری:  حداقل 9 هفته

              ایمیل مجله: Jrgr@atu.ac.ir

              ایمیل پشتیبان: atupress@atu.ac.ir

مقاله پژوهشی روابط بین الملل

جنگ تعرفه‌ای آمریکا و چین: تحلیلی بر اثرات آینده آن بر تجارت جهانی

میترا راه نجات، مرتضی بنا نژاد مشهدی

چکیده جنگ تعرفه‌ای میان ایالات متحده و چین به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین چالش‌های اقتصادی قرن بیست‌ویکم، تأثیر قابل‌توجهی بر نظام تجارت جهانی گذاشته است. هدف این پژوهش، تحلیل اثرات آینده این جنگ بر تجارت جهانی و بررسی میزان سازگاری آن با اصول و مقررات سازمان تجارت جهانی است. روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر تحلیل محتوا و روش  است. ابتدا چارچوب نظری مبتنی بر نظریه‌های اقتصاد سیاسی تجارت تدوین شد تا مسیرهای علّی بالقوه بین جنگ تعرفه‌ای و تغییرات ساختاری در تجارت جهانی مشخص شود. سپس منابع کتابخانه‌ای، گزارش‌های بین‌المللی، مقالات علمی و بیانیه‌های رسمی جمع‌آوری و با استفاده از روش تحلیل محتوا کدگذاری شدند. برای افزایش اعتبار استنتاج‌ها، دو مطالعه موردی انتخاب و مسیرهای علّی در آن‌ها بررسی شد. نتایج نشان می‌دهد جنگ تعرفه‌ای آمریکا و چین، صرفاً یک اختلاف اقتصادی محدود نیست، بلکه پدیده‌ای راهبردی است که موجب اختلال در جریان تجارت دوجانبه، تغییر در الگوهای سرمایه‌گذاری و بازآرایی زنجیره‌های تأمین جهانی شده است. این روند، کشورها را به بازنگری در سیاست‌های تجاری و ایجاد ائتلاف‌های جدید منطقه‌ای و بین‌المللی واداشته است. جنگ تعرفه‌ای به‌عنوان جلوه‌ای از رقابت ژئو‌اقتصادی میان قدرت‌های بزرگ، آینده تجارت جهانی را به سمت چندقطبی‌شدن، افزایش موانع تجاری و رشد حمایت‌گرایی اقتصادی سوق می‌دهد. بر این اساس، تداوم این روند می‌تواند منجر به بازتعریف قواعد تجارت آزاد و کاهش نقش نهادهای بین‌المللی در تنظیم روابط اقتصادی جهانی شود.

روابط بین الملل

رویکرد پسا استعماری و مطالعات بین‌الملل در ایران

دوره 1، شماره 1، بهار 1403، صفحه 1-32

حمیرا مشیرزاده

چکیده یکی از چالش­‌های چشمگیر متأخر علیه جریان اصلی و حتی انتقادی روابط بین‌­الملل نوشته‌های پسا استعمارگرایان بوده است. پسا استعمارگرایی که به‌عنوان یک جریان انتقادی متأثر از پسا ساختارگرایی و تا حدی آنتونیو گرامشی و نیز تاریخ فرودستان هند در کنار آثار متقدمی چون نوشته‌­های فرانتس فانون و آلبر ممی، نخست در نقد ادبی و سپس در مطالعات اجتماعی ظهور کرده بود، وارد رشته روابط بین­الملل نیز شد اما در مطالعات بین‌­المللی در ایران جایگاهی درخور نیافته است. هدف این مقاله بررسی مساهمت ممکن پسا استعمارگرایی در مطالعات بین‌­الملل در ایران است. می­دانیم که از یک‌سو اروپا محوری حاکم بر رشته مغایر تمایل آن به اتکا بر تجربه‌­های بومی است و از سوی دیگر تا حد زیادی می­توان گفت مطالعات بین‌الملل در ایران عملاً مبتنی بر مفروضاتی اروپا محور است. مقاله نشان می­دهد که چگونه پسا استعمارگرایی با فرا رفتن از تقسیم‌­بندی­های دووجهی که شاخص اندیشه اروپا محور است  و منجر به آن می‌شود که همه‌چیز از امنیت تا قدرت تا تاریخ تا دولت و ... نه‌تنها از نگاه دووجهی نگریسته شود و کارگزاری در همه حوزه­ها به کارگزار غربی محدود شود، فرا می‌­رود و به کارگزاران غیر غربی توجه می‌­کند و بر سرشت هم پیوند همه پدیده­‌ها از جمله خود شرق و غرب تأکید می‌­کند.  

روابط بین الملل

واکاوی و تحلیل نقش سیاست قومی در ساختار سیاسی افغانستان (دوره‌ی معاصر)

دوره 1، شماره 1، بهار 1403، صفحه 201-240

مرتضی نورمحمدی، حدیثه احمدی

چکیده ساختار سیاسی در افغانستان بر محوریت سیاست قومی شکل‌گرفته است و حاکمیت این کشور از بدو تأسیس تاکنون بر پایه تک قومی(پشتون) استوار بوده و از مشارکت گروه­های عمده قومی در ساختار سیاسی کشور  به­شدت اجتناب کرده است. هدف اصلی در این پژوهش تحلیل و ارزیابی سیاست تک ­قومی در ساختار سیاسی بوده درحالی‌که این کشور دارای تنوع قومی است. پرسش اصلی در این مقاله، عبارت است از: نقش سیاست قومی در ساختار سیاسی افغانستان، در دوره معاصر چگونه بوده است؟ در پاسخ، به این پرسش، این فرضیه مطرح می­گردد که ساختار سیاسی بر مبنای سیاست قومی در افغانستان، بر محوریت قوم حاکم بوده است و دولت­های مختلف از ویژگی­ها و رویکردهای همسان و ناهمسان برخوردار بوده و علاوه بر آن، کوتاهی­های دولت­های حاکم، گاهی با مقاومت جامعه سنتی و قبیله­ای افغانستان مواجه شدند. سیاست قومی دارای الگوها و مدل­های سه­گانه است که حاکمان افغانی در برخی دوره­های حاکمیت خود از مدل همانندسازی قومی و در برخی از دوره­های دیگر از مدل­ تکثرگرایی قومی، بهره گرفته است و درنهایت برخی از حاکمان از الگو و مدل وحدت در کثرت استفاده کردند. روش تحقیق در پژوهش حاضر، روش توسعه­ای و کاربردی است. یافته­های این تحقیق نشان می­دهد که افغانستان، یکی از کشورهای است که دارای تنوع قومی است. دولت‌های مختلف، مبتنی بر نوع نگاه به مؤلفه تنوع قومی و با توجه به ویژگی‌های این ساختار موزاییکی اقوام، اقدام به سیاست قومی کرده است. بااین‌وجود، حاکمان افغانستان تاکنون نتوانستند از رهیافت و مدل سیاست قومی بر طوری مناسب بهره­مند شوند. ازاین‌رو، این کشور تا هنوز نیز، دستخوش تضادها و حتی تقابل قومی است و همچنان از ناامنی و بی‌ثباتی آن رنج می‌برند.

روابط بین الملل

الگوهای همکاری و تعارض در روابط ایران و عربستان و تاثیر آن بر نظم منطقه‌ای خاورمیانه2023-1979

دوره 1، شماره 1، بهار 1403، صفحه 67-93

امین معینی، ابراهیم متقی

چکیده چرایی و چگونگی حاکم شدن گونه خاصی از نظم در یک سیستم منطقه‌­ای و شناسایی متغیرهای موثر در این فرآیند از جمله پرسش‌­های مهم مطالعات امنیتی است. در بسیاری از متون کلاسیک روابط بین‌الملل، نظم و امنیت منطقه‌­ای ذیل روابط قدرت های بزرگ تعریف شده‌­ا­ند. پژوهش حاضر اما سطح تحلیل منطقه­‌ای را در بررسی پرسمان امنیت منطقه‌­ای حائز اهمیت دانسته و بر این دیدگاه استوار است که نظم منطقه‌­ای در کنار تاثیرپذیری از نقش آفرینی قدرت­های بزرگ مبتنی بر کنش بازیگرانی در سطح منطقه است که اهداف امنیتی خود را بر اساس روندهایی از ثبات و همکاری یا ناامنی و تعارض تعریف می­کنند. در این راستا هدف اصلی پژوهش تبیین الگوهای نظم منطقه­ای با تمرکز بر الگوهای تعارض و همکاری ایران و عربستان به عنوان دو بازیگر اصلی محیط امنیتی خاورمیانه است. پرسش اصلی این است که رقابت­های منطقه‌­ای ایران و عربستان چه تاثیری بر الگوهای نظم منطقه­ای داشته و آینده آن متاثر از رقابت دو کشور چگونه است؟ فرضیه­‌ای که در پاسخ به این پرسش مطرح میشود پویش­های منطقه­‌ای و مناسبات امنیتی متقابل ایران و عربستان را عاملی مهم در شکل­‌گیری و تحول نظم منطقه­‌ای دانسته و معتقد است مناسبات امنیتی دو کشور متغیری تعیین کننده در آینده نظم منطقه‌­ای است. روش انجام پژوهش تحلیل کیفی با بهرمندی از روش ردیابی فرآیند است. متغیر وابسته پژوهش نظم منطقه­‌ای و متغیر مستقل الگوهای تعارض و همکاری ایران و عربستان در دوره­‌های تاریخی مشخص است.

روابط بین الملل

روابط امارات متحده عربی با رژیم اسرائیل در پرتو قرارداد ابراهیم و تاًثیر آن بر روابط همسایگی با جمهوری اسلامی ایران

دوره 1، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 121-146

مجید عباسی، مرضیه چهارمحالی اصفهانی

چکیده سیاست خارجی امارات متحده عربی پس از استقلال این کشور در سال 1971 بر مبنای ملاحظات ژئوپلیتیک شکل گرفت. وسعت و جمعیت کم و سایر محدودیت‌های ژئوپلیتیک، زمینه‌ساز یک سیاست بر مبنای دوری از تقابل با همسایگان بزرگ‌تر، ازجمله جمهوری اسلامی ایران بود. هرچند ادعاهای امارت بر سر جزایر سه‌گانه خلیج‌فارس همواره وجود داشته است. ولیکن به نظر می‌رسد سیاست خارجی این کشور به‌ویژه بعد از خیزش‌های مردمی سال 2011 در کشورهای عربی، تغییر جهت داده و ابوظبی رویکرد فعال‌تری را در قبال مسائل منطقه‌ای در پیش‌گرفته است. ائتلاف این کشور با عربستان سعودی در جنگ یمن و انعقاد قرارداد همکاری با رژیم اسرائیل تحت عنوان "قرارداد ابراهیم" در این رابطه قابل‌ تحلیل است. در این راستا، این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش اصلی است که انعقاد قرارداد ابراهیم و تقویت روابط امارات متحده عربی با رژیم اسرائیل چه تأثیری بر روابط همسایگی این کشور با جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت؟ یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که با توجه به دشمنی جمهوری اسلامی ایران با رژیم اسرائیل، تحکیم روابط امارات متحده عربی و رژیم اسرائیل با انعقاد قرارداد ابراهیم موجب حضور و نفوذ رژیم اسرائیل در منطقه خلیج‌ فارس و درنتیجه تهدید منافع ملی ایران شده و از طریق ایجاد بدبینی و تغییر در موازنه تهدید، بر روابط همسایگی ایران و امارات تأثیر منفی خواهد گذاشت. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و اسناد نوشته‌شده است.

روابط بین الملل

اقتصاد سیاسی جهانی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

دوره 1، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 1-41

حسین پوراحمدی، بهروز اسعدی

چکیده عطف به تحولات نظام‌بین‌الملل، شناخت و درک رابطه میان اقتصاد سیاسی جهانی و سیاست خارجی اهمیتی مضاعف یافته است. باوجود مطالعات فراوانی که در این زمینه انجام‌شده، اما تبیین این رابطه با توجه به تحولات گسترده حائز اهمیت است. از این منظر، به نظر می­‌رسد آراء کاکس بستر مناسبی را جهت فهم این تحولات و رابطه میان این مقولات در اختیار ما می­گذارد. جستار حاضر این پرسش کلیدی را طرح می‌­کند که اقتصاد سیاسی جهانی چه تأثیری بر کارکرد سیاست خارجی در ج.ا ایران دارد؟ نظر به آراء کاکس، اقتصاد سیاسی جهانی با تأثیر بر نظام اقتصادی و پیکربندی دولت، به سیاست خارجی شکل می‌­دهد. سیاست خارجی از یک­سو در تعامل با ساختارهای اقتصادی-اجتماعی داخلی، و از سوی دیگر در تعامل با نظام جهانی قرار دارد، ازاین‌رو، سیاست خارجی در ج.ا ایران به­‌شدت متأثر از اقتصاد سیاسی جهانی است که یک ساختار تولید جهانی ایجاد نموده است. بنابراین هدف این نوشتار بررسی و تبیین چگونگی تأثیر اقتصاد سیاسی جهانی بر سیاست خارجی ج.ا ایران است، لذا به پژوهشی اکتشافی، مبتنی بر رویکرد روش­‌شناختی انتقادی و راهبرد پس کاوی شکل می‌­دهد. یافته‌­های پژوهش، نشان‌­دهنده اثرگذاری فزاینده اقتصاد سیاسی جهانی بر کنش سیاست خارجی در ج.ا ایران است.

روابط بین الملل

بین‌الملل در راه؛ صورت‌بندی نوین از مقاومت در روابط بین‌الملل (مطالعه موردی جنبش اقلیم مردم)

دوره 1، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 81-120

سمیه خداخواه آذر، مسعود موسوی شفائی

چکیده جهان با شتاب بسیاری در حال تحول و دگرگونی است. این تغییرات در سطوح و وجوه مختلف بروز و ظهور یافته است. در پسا جنگ ‌سرد و آغاز قرن بیست‌ویکم، امکان بیشتری برای نقش‌آفرینی جریان‌های مقاومت و کنشگری برای کنشگران غیردولتی روابط بین‌الملل ایجادشده است. بنابراین، نیاز به تولید ادبیات و تألیف آثار جدید پیرامون این محورها بیش‌ازپیش احساس شده است؛ اما همچنان در بیشتر تألیفات علمی و دانشگاهی خلأ محسوسی در ارتباط با موضوعاتی چون «مقاومت» در ابعاد نوینش مشاهده می‌شود. در این راستا، این پژوهش بر آن است تا نشان دهد که آیا می‌توان در تاریخ اکنون روابط بین‌الملل، صورت‌بندی نوینی از مقاومت در روابط بین‌الملل ارائه کرد؟ این صورت‌بندی از مقاومت، دارای چه ویژگی‌هایی است و خواهد بود؟ استدلال پژوهش بر این است که در اکنون و آینده‌ای که در راه است، مقاومت در قالب پیوندی جمعی و بین‌المللی با امکان نوعی در اشتراک بودن بدون مشترک بودن میان کنشگران آن فراهم می‌شود؛ نوعی «بین‌الملل در راه». در این راستا، سامان جمعی مدنظر است که به‌ معنای «یک‌شکل شدن» یا «همگون ‌شدن» نیست، بلکه به ‌معنای هدف و عمل مشترک است، بدون حذف خصوصیات متفاوت گروه‌ها و افراد. این پژوهش با توجه به رهیافتِ ژاک دریدا به بررسی و تحلیل مقاومت در روابط بین‌الملل می‌پردازد. روش مورداستفاده در این پژوهش، مطالعه موردی کیفی است. در این راستا، «جنبش اقلیم مردم» بررسی خواهد شد.

روابط بین الملل

آسیب‌شناسی تاثیر هوش مصنوعی بر دیپلماسی عمومی

دوره 1، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 81-146

علی کرمی، افشین متقی دستنائی

چکیده هوش مصنوعی به سرعت در تمام جنبه‌های دیپلماسی که تصمیمات سیاست خارجی را اجرا و اهداف ملی و جهانی را دنبال می‌کند در حال استفاده است. چالش‌های امنیتی، دیپلماسی سنتی و دیپلماسی عمومی در ابعاد نوآورانه خود (الکترونیک، مجازی و سایبرنتیک) ذاتاً با فناوری‌های هوش مصنوعی درهم‌آمیخته‌اند. هدف این مقاله آسیب‌شناسی تأثیر هوش مصنوعی بر دیپلماسی عمومی است. سؤال اصلی تحقیق این است که نقاط قوت، ضعف و نیز فرصت‌ها و تهدیدات اجرای گسترده هوش مصنوعی در دیپلماسی عمومی کدامند‌؟‌ این مطالعه با استفاده از روش تحلیل سوآت انجام شده است و روش جمع‌آوری داده‌های آن نیز کتابخانه‌ای است. نتایج مقاله نشان می‌دهد کار با کلان داده و استفاده از قابلیت‌های هوش مصنوعی به دیپلمات‌ها مزیت رقابتی می‌دهد و ساختارهای حاکمیتی را تا حدی از سلسله مراتبی به خطی تبدیل می‌کند. پذیرش هوش مصنوعی می‌تواند دیپلمات‌ها را توانمند کند و اثربخشی ابزارهای دیپلماتیک را در دستیابی به اهداف ملی در زمان صلح و جنگ افزایش دهد. هوش مصنوعی نحوه تعامل و ارتباط دولت‌ها با مردم را در محیط خارجی تغییر می‌دهد. همچنین، هوش مصنوعی می‌تواند دیپلماسی عمومی را با ارائه ابزارهایی برای ایجاد پیام‌های هدفمندتر و راهبردی­تر، تجزیه و تحلیل احساسات عمومی در زمان آنی و شخصی‌سازی استراتژی‌های تعامل در بحبوحه تنوع فرهنگی متحول کند که در نتیجه دامنه و اثربخشی ابتکارات دیپلماسی عمومی را تقویت می‌کند.

شناسنامه نشریه
بانک ها و نمایه نامه ها

ابر واژگان