مقاله پژوهشی
روابط بین الملل
علیرضا کوهکن؛ فاطمه عسکریان
دوره 2، شماره 5 ، فروردین 1404
چکیده
امروزه هوش مصنوعی بهعنوان پیشران انقلاب صنعتی چهارم شناخته میشود. با ظهور این فناوری سبک زندگی فردی تا مباحث و مشکلات کلان جامعه دچار تغییرات عظیم شده است. این فناوری حتی پا را از این فراتر نهاده و به ابزاری برای رقابت کشورها جهت کسب قدرت بیشتر شده و تحولات اساسی در میان روابط بین کشورها ایجاد کرده است. این پژوهش به بررسی نقش هوش ...
بیشتر
امروزه هوش مصنوعی بهعنوان پیشران انقلاب صنعتی چهارم شناخته میشود. با ظهور این فناوری سبک زندگی فردی تا مباحث و مشکلات کلان جامعه دچار تغییرات عظیم شده است. این فناوری حتی پا را از این فراتر نهاده و به ابزاری برای رقابت کشورها جهت کسب قدرت بیشتر شده و تحولات اساسی در میان روابط بین کشورها ایجاد کرده است. این پژوهش به بررسی نقش هوش مصنوعی در بازتعریف روابط جهانی در نظم بینالمللی نوین و همچنین فرصتها و چالشهای پیشرو میپردازد. سؤال پژوهش حاضر این است که هوش مصنوعی از طریق چه سازوکارهایی موجب گذار از روابط بینالملل دولتمحور به روابط جهانی چند سطحی شده است؟ فرضیه مقاله این است که: هوش مصنوعی با بازتعریف مفاهیم قدرت، عاملیت و کنشگری و با تضعیف انحصار دولتها در روابط بینالملل موجب گذار از روابط بینالملل دولتمحور به روابط جهانی چند سطحی شده است. یافتههای مقاله حاکی از آن است که در حوزه روابط اقتصادی هوش مصنوعی به ابزار شکاف قدرت میان کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه تبدیل شده است، در حوزه روابط سیاسی این فناوری قابلیت گسترش ارتباطات دیپلماتیک میان کشورها را دارد همچنین قادر است وقوع رخدادهای سیاسی را تا چند روز قبل از وقوع پیشبینی کند این منجر به بازتعریف مفاهیم قدرت و اقتدار در عصر آینده خواهد شد. در حوزه روابط فرهنگی هوش مصنوعی قابلیت گستردهای در آموزش زبان و فهم تنوع فرهنگی در میان کاربران کشورهای مختلف دارد و تبدیل به ابزاری در جهت تسهیل گسترش دیپلماسی فرهنگی کشورهای مختلف شده است. در حوزه روابط امنیتی هوش مصنوعی به ابزار رقابت راهبردی میان کشورهای مختلف تبدیل شده و ایجاد تحولی عمیق در نظم بینالمللی جدید را نوید میدهد. روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی بوده و دادهها به روش اسنادی-آرشیوی گردآوری شده است.
مقاله پژوهشی
روابط بین الملل
عباس مهرعلیان؛ سید جلال دهقانی فیروزآبادی
دوره 2، شماره 5 ، فروردین 1404
چکیده
دنیای امروز در حال دگردیسی از جهات مختلف است و این امر در عرصه امنیت بینالملل با پیچیدگی بیشتری نسبت به گذشته در حال اتفاق افتادن است، بدین معنی که هنوز گستره و سرعت تحولات و نیز سمت و سوی دگرگونی ساختار نظامبینالملل، بازیگران و الزامات زیست در چنین محیطی نه تنها کاملاً روشن نیست؛ بلکه پیچیدهتر از گذشته شده است. در هر دورهای ...
بیشتر
دنیای امروز در حال دگردیسی از جهات مختلف است و این امر در عرصه امنیت بینالملل با پیچیدگی بیشتری نسبت به گذشته در حال اتفاق افتادن است، بدین معنی که هنوز گستره و سرعت تحولات و نیز سمت و سوی دگرگونی ساختار نظامبینالملل، بازیگران و الزامات زیست در چنین محیطی نه تنها کاملاً روشن نیست؛ بلکه پیچیدهتر از گذشته شده است. در هر دورهای از زندگی انسان عناصر و ابزار مادی و غیرمادی منشأ و محرک تحولات بوده تا اینکه به عصر فناوریهای پیشرفته بهویژه هوش مصنوعی با داعیه جانشینی انسان در تحلیل، پیشبینی و تصمیمگیری رسیدهایم. در فضای نظامبینالملل قدرتهای بزرگ و گاهی هژمونهایی ظهور کردهاند که منبع قدرتیابی آنان به برخورداری از فناوریها و علوم روز بستگی داشته است. دستیابی به فناوریهای جدید در ترکیب و میزان تسلط قدرتهای بزرگ هر دوره تعیینکننده بوده است. تا پایان قرن بیستم، سلاحهای اتمی معرف توان بازیگران عمده از نظر تأمین امنیت/بازدارندگی و البته رشد و توسعه علمی، فنی و اقتصادی بود. تأثیر و جایگاه هوش مصنوعی در مباحث امنیتی و تلاش برای حفظ و تقویت قدرت ملی و بینالمللی دولتها چیست؟ آیا هوش مصنوعی از ظرفیت تبدیل دارندگان این فناوری به قدرت برتر و احیاناً هژمون برخوردار خواهد بود؟ برآیند ظرفیتهای سازنده آن در برابر کاربردهای مخرب آن چگونه خواهد بود؟، چه راهکارهایی پیش روی بشر در ایجاد استانداردها و هنجارهای رفتاری- اخلاقی به منظور ساماندهی فضای عملیاتی بازیگران فعال در این حوزه علمی- فنی قرار دارد؟ هوش مصنوعی با سرعت بالایی در حال نفوذ و تسلط بر خدمات، آموزش، بهداشت، فرهنگ، اجتماع، اقتصاد، رفتار مصرفکننده و تولیدکننده و قبل و بیش از همه بر حوزه نظامی و سخت امنیت است. کنشگران این عرصه علاوه بر دولتها بهعنوان بازیگران اصلی نظام بینالمللی، شامل شرکتها و سازمانهای محلی، منطقهای و جهانی است که بهتدریج فراتر از دستور کارهای دولتها عمل کردهاند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی در پی پاسخ به پرسشهای یادشده و میزان تأثیرگذاری این فناوری بر حیات اجتماعی و بهخصوص امنیت بینالمللی بهعنوان فوریترین و حساسترین خواسته دولتها برآمده است. یافتههای این مقاله حاکی از این است که بازیگران نظامبینالملل در تلاشاند تا با بهرهبرداری از فرصتهای فناورانه و مقابله با چالشهای احتمالی، بسترهای جدید بهرهمندی از هوش مصنوعی را فراهم آورند و از آن برای تأمین امنیت ملی و تنظیم استانداردها و هنجارهای بینالمللی در راستای منافع ملی خود بهرهبرداری کنند.[1]همچنین توجه به فاصلهگذاری بین بازیگران رسمی بهعنوان کارگزار اخلاقی در برابر هوش مصنوعی مدنظر است.
مقاله پژوهشی
روابط بین الملل
ارسلان قربانی شیخ نشین؛ صفی الله مولوی زاده
دوره 2، شماره 5 ، فروردین 1404
چکیده
ابتکار «کمربند و راه» چین بهعنوان مهمترین ابزار ژئواستراتژیک این کشور، همزمان بستر همکاری و میدان رقابت قدرتهای آسیایی را شکل داده است. در این میان، روابط هند و چین با وجود تداوم اختلافات مرزی و رقابت راهبردی، نشانههایی از گرمایش مقطعی و تعامل اقتصادی را بروز داده است. این وضعیت، پارادوکسی ژئوپلیتیکی ایجاد کرده است. ...
بیشتر
ابتکار «کمربند و راه» چین بهعنوان مهمترین ابزار ژئواستراتژیک این کشور، همزمان بستر همکاری و میدان رقابت قدرتهای آسیایی را شکل داده است. در این میان، روابط هند و چین با وجود تداوم اختلافات مرزی و رقابت راهبردی، نشانههایی از گرمایش مقطعی و تعامل اقتصادی را بروز داده است. این وضعیت، پارادوکسی ژئوپلیتیکی ایجاد کرده است. مسئله محوری این است که چگونه ابتکار کمربند و راه چین بر تشدید رقابت ژئوپلیتیکی و تنشهای مرزی بین هند و چین تأثیر گذاشته است؟ در پاسخ به این پرسش میتوان اظهار داشت که ابتکار کمربند و راه چین، بهعنوان یک راهبرد هم پیوندی جهانی، تهدیدی برای امنیت ملی هند به شمار میرود و منجر به اقدامات موازنهای هند، از جمله تغییر سیاستهای دیرینه در کشمیر و ترویج ابتکارهای منطقهای موازی، شده است. هدف این پژوهش، بررسی چالشهای ناشی از حضور چین در حوزههای نفوذ هند و تحلیل مجموعه اقدامات موازنهای هند در برابر ابتکار کمربند و راه، به منظور درک رقابت پنهان در روابط دو کشوراست. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و از چارچوب نظریه موازنه تهدید بهره میبرد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که ابتکار کمربند و راه چین، بهعنوان راهبرد کلان هم پیوندی جهانی، نهتنها فرصتهای اقتصادی ایجاد کرده، بلکه به رقابتی پنهان در روابط هند و چین دامن زده است. این ابتکار، با حضور فزاینده چین در حوزههای نفوذ هند تهدیدی جدی برای امنیت ملی دهلینو به شمار میرود. پژوهش حاضر با تمرکز بر تشدید اختلافات، اقدامات موازنهای سخت و نرم هند و ادراک تهدید از رشته مروارید چین، چالشهای ژئوپلیتیکی رقابت پنهان هند و چین در پرتو ابتکار کمربند و راه را بررسی میکند.
مقاله پژوهشی
روابط بین الملل
سعید شکوهی؛ زهرا قاسم پور شیرازی
دوره 2، شماره 5 ، فروردین 1404
چکیده
منطقه قفقاز جنوبی، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی، منابع انرژی و قرارگیری در گذرگاه اتصال آسیا و اروپا، همواره کانون رقابت قدرتهای بزرگ بوده است. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، بازیگرانی مانند روسیه، ایالاتمتحده و چین تلاش کردند تا جایگاه خود را در این منطقه تثبیت کنند. در این میان، چین با بهرهگیری از رشد اقتصادی و اجرای ابتکار ...
بیشتر
منطقه قفقاز جنوبی، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی، منابع انرژی و قرارگیری در گذرگاه اتصال آسیا و اروپا، همواره کانون رقابت قدرتهای بزرگ بوده است. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، بازیگرانی مانند روسیه، ایالاتمتحده و چین تلاش کردند تا جایگاه خود را در این منطقه تثبیت کنند. در این میان، چین با بهرهگیری از رشد اقتصادی و اجرای ابتکار «یک کمربند، یک جاده»، حضور خود را در قفقاز تقویت نموده است. این حضور در چارچوب تأمین منافع اقتصادی، انرژی و ژئواستراتژیک پکن قابل تحلیل است. از سوی دیگر، تحولات ژئوپلیتیکی ناشی از جنگ روسیه و اوکراین، موقعیت بازیگران منطقهای و فرا منطقهای را دستخوش تغییر کرده و زمینه را برای گسترش نفوذ چین در قفقاز فراهم آورده است. در همین بستر، توسعه کریدور حملونقل بینالمللی ترانس کاسپین بهعنوان مسیر جایگزین روسیه برای اتصال چین به اروپا، اهمیتی راهبردی یافته است. پژوهش حاضر با بهرهگیری از چارچوب نظری رئالیسم تهاجمی، به بررسی این پرسش میپردازد که سیاست خارجی چین در قفقاز چگونه میتواند بر منافع ملی ایران تأثیرگذار باشد. بر این اساس، فرضیه پژوهش آن است که چین در پی ایجاد توازن میان روسیه و آمریکا در منطقه است و این رویکرد میتواند زمینه همگرایی منافع با ایران را فراهم آورد. در این مقاله، تلاش شده ابعاد ژئوپلیتیکی، اقتصادی و راهبردی این مسئله تحلیل شود.