عاملیت امر نمادین و امر واقعی در آیندهپژوهی انتقادی؛ مطالعه موردی: شکست دیوار برلین در آلمان شرقی(1989) و فروپاشی شوروی(1991)
سید رضا موسوی نیا
چکیده آیندهپژوهی انتقادی، «آیندهاندیشی» است که میخواهد با «فاش گویی» از نقش جهانبینی رهبران، گفتمان مسلط و امر نمادین، (اسطورهها و استعارهها)؛ از دستهای پنهان در ترسیم سناریوهای مطلوب و نامطلوب پرده بردارد. آیندهپژوهی انتقادی با معرفی «روش تحلیل لایهای علتها» میخواهد نشان دهد؛ امروز میتوانست بهگونهای دیگر باشد و آیندههای مرجح و یا مطلوب؛ لزوماً آن چیزی نیست که در گفتمان رسمی ترسیم میشود. رابطه امر نمادین (استعاره/ اسطوره) با امر واقعی از منظر آیندهپژوهی انتقادی، هدف اصلی این مقاله را تشکیل میدهد. علاوه بر این هدف قصد داریم اولاً آیندهپژوهی انتقادی را با بهرهمندی از روش تحلیل گفتمان «لاکلاو و موف» عمق بیشتری بدهیم و ثانیاً با مطالعه دو رویداد تاریخی یعنی فروپاشی دیوار برلین (1989) و فروپاشی شوروی (1991)؛ به نقد تحلیل لایهای علتها در آیندهپژوهی انتقادی پرداخته و نشان دهیم؛ روش آیندهپژوهی انتقادی علاوه بر فاش گویی از لایههای پنهان قدرت؛ «بهتنهایی» میتواند در «دو مسیر معکوس»؛ آینده بدیل نیز بسازد. یافتههای این مقاله عبارت است از:«امر نمادین (اسطوره/ استعاره زدایی) در آلمان شرقی زمینه را برای بیاعتباری گفتمان کمونیسم و فروپاشی دیوار برلین فراهم نمود و عاملیت اولیه داشت اما در شوروی امر واقعی (ناکارآمدی سیاسی و اقتصادی) موجبات بیاعتباری گفتمان کمونیسم و فروپاشی امر نمادین در شوروی را فراهم کرد و عاملیت اولیه داشت. بر این اساس ساخت آینده از منظر «تحلیل لایهای علتها CLA» میتواند با فعال کردن لایه چهارم (امر نمادین) و یا فعال کردن لایه دوم (علل نظاممند) صورت پذیرد. روش پژوهش در این مقاله روش تحلیل لایهای علتها است.





