دوره و شماره: دوره 2، شماره 6، تابستان 1404 
مقاله پژوهشی روابط جهانی

عاملیت امر نمادین و امر واقعی در آینده‌‌پژوهی انتقادی؛ مطالعه موردی: شکست دیوار برلین در آلمان شرقی(1989) و فروپاشی شوروی(1991)

سید رضا موسوی نیا

چکیده آینده‌پژوهی انتقادی، «آینده‌اندیشی» است که می‌خواهد با «فاش گویی» از نقش جهان‌بینی رهبران، گفتمان مسلط و امر نمادین، (اسطوره‌ها و استعاره‌ها)؛ از دست‌های پنهان در ترسیم سناریوها‌ی مطلوب و نامطلوب پرده بردارد. آینده‌پژوهی انتقادی با معرفی «روش تحلیل لایه‌ای علت‌ها» می‌خواهد نشان دهد؛ امروز می‌توانست به‌گونه‌ای دیگر باشد و آینده‌های مرجح و یا مطلوب؛ لزوماً آن چیزی نیست که در گفتمان رسمی ترسیم می‌شود. رابطه امر نمادین (استعاره/ اسطوره)‌ ‌با امر واقعی از منظر آینده‌پژوهی انتقادی، هدف اصلی این مقاله را تشکیل می‌دهد. علاوه بر این هدف قصد داریم اولاً آینده‌پژوهی انتقادی را با بهره‌مندی از روش تحلیل گفتمان «لاکلاو و موف» عمق بیشتری بدهیم و ثانیاً با مطالعه دو رویداد تاریخی یعنی فروپاشی دیوار برلین (1989) و فروپاشی شوروی (1991)؛ به نقد تحلیل لایه‌ای علت‌ها در آینده‌پژوهی انتقادی پرداخته و نشان دهیم؛ روش آینده‌پژوهی انتقادی علاوه بر فاش گویی از لایه‌های پنهان قدرت؛ «به‌تنهایی» می‌تواند در «دو مسیر معکوس»؛ آینده بدیل نیز بسازد. یافته‌های این مقاله عبارت است از:«امر نمادین (اسطوره/ استعاره زدایی) در آلمان شرقی زمینه را برای بی‌اعتباری گفتمان کمونیسم و فروپاشی دیوار برلین فراهم نمود و عاملیت اولیه داشت اما در شوروی امر واقعی (ناکارآمدی سیاسی و اقتصادی) موجبات بی‌اعتباری گفتمان کمونیسم و فروپاشی امر نمادین در شوروی را فراهم کرد و عاملیت اولیه داشت. بر این اساس ساخت آینده از منظر «تحلیل لایه‌ای علت‌ها CLA» می‌تواند با فعال کردن لایه چهارم (امر نمادین) و یا فعال کردن لایه دوم (علل نظام‌مند) صورت پذیرد. روش پژوهش در این مقاله روش تحلیل لایه‌ای علت‌ها است.

مقاله پژوهشی روابط بین الملل

جنگ تعرفه‌ای آمریکا و چین: تحلیلی بر اثرات آینده آن بر تجارت جهانی

میترا راه نجات، مرتضی بنا نژاد مشهدی

چکیده جنگ تعرفه‌ای میان ایالات متحده و چین به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین چالش‌های اقتصادی قرن بیست‌ویکم، تأثیر قابل‌توجهی بر نظام تجارت جهانی گذاشته است. هدف این پژوهش، تحلیل اثرات آینده این جنگ بر تجارت جهانی و بررسی میزان سازگاری آن با اصول و مقررات سازمان تجارت جهانی است. روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر تحلیل محتوا و روش  است. ابتدا چارچوب نظری مبتنی بر نظریه‌های اقتصاد سیاسی تجارت تدوین شد تا مسیرهای علّی بالقوه بین جنگ تعرفه‌ای و تغییرات ساختاری در تجارت جهانی مشخص شود. سپس منابع کتابخانه‌ای، گزارش‌های بین‌المللی، مقالات علمی و بیانیه‌های رسمی جمع‌آوری و با استفاده از روش تحلیل محتوا کدگذاری شدند. برای افزایش اعتبار استنتاج‌ها، دو مطالعه موردی انتخاب و مسیرهای علّی در آن‌ها بررسی شد. نتایج نشان می‌دهد جنگ تعرفه‌ای آمریکا و چین، صرفاً یک اختلاف اقتصادی محدود نیست، بلکه پدیده‌ای راهبردی است که موجب اختلال در جریان تجارت دوجانبه، تغییر در الگوهای سرمایه‌گذاری و بازآرایی زنجیره‌های تأمین جهانی شده است. این روند، کشورها را به بازنگری در سیاست‌های تجاری و ایجاد ائتلاف‌های جدید منطقه‌ای و بین‌المللی واداشته است. جنگ تعرفه‌ای به‌عنوان جلوه‌ای از رقابت ژئو‌اقتصادی میان قدرت‌های بزرگ، آینده تجارت جهانی را به سمت چندقطبی‌شدن، افزایش موانع تجاری و رشد حمایت‌گرایی اقتصادی سوق می‌دهد. بر این اساس، تداوم این روند می‌تواند منجر به بازتعریف قواعد تجارت آزاد و کاهش نقش نهادهای بین‌المللی در تنظیم روابط اقتصادی جهانی شود.